" جسم سختم "
نگو هرگز که طعم لذتی نیست
میان روح من با جسم سختت
نگو این جمله را بی هیچ تفسیر
نکن هرگز مرا در اوج تحقیر
که من زیبایی روح و تننت را
میان جمله هایم می ستایم
و تنها آرزویم که بمانی
میان بستر سرد نگاهم
و باور کن که بیش از تو ملولم
از این سردی
از این سختی به به جسمم
و باور کن که در این تلخ کامی
... به گرمای تننت من بی گناهم !



